خانواده گستردهExtended Family
گردآوری: بهزاد اندرز
كلمات كليدي : خانواده گسترده، خانواده همخون، پدرسالاري، اقتصاد مشترك.
خانواده گستردهExtended Family
خانواده گسترده، خانواده‌اي است كه بر اساس بستگي‌هاي نسبي و سببي استوار بوده و شامل چند گروه زناشويي است. چنين خانواده‌اي دربرگيرنده سه نسل پدربزرگ و مادربزرگ، والدين و فرزندان است كه با هم، يا نزديك هم زندگي مي‌كنند. خانواده گسترده به اين خاطر كه بر اساس بستگي‌هاي نسبي استوار است، خانواده همخون (consanguine) نيز ناميده مي‌شود. در چنين خانواده‌هايي فرزندان پس از ازدواج نيز زندگي مشترك خود را آغاز نموده و در حقيقت معناي «گسترده» از گسترش خانواده بدين طريق، حاصل مي‌شود.
خانواده گسترده، بيشتر اختصاص به جوامع مبتني بر اقتصاد كشاورزي و شباني دارد و ممكن است بر حسب قدرت و تسلط پدر يا مادر خانواده به شكل خانواده پدرسالاري يا مادرسالاري درآيد.
در خانواده گسترده، پدربزرگ و مادربزرگ، مركز ثقل خانواده هستند و اعضاي خانواده و نوه‌ها از آنها اطاعت مي‌كنند و اگر پدر و مادر به علت پيري و سالخوردگي قادر به انجام وظايف سرپرستي از فرزندان و نوه‌ها نباشند اين امر به پسر ارشد خانواده محول مي‌شود.
در خانواده‌هاي گسترده غالباٌ فرزندان دنبال شغل پدر را مي‌گيرند. به گفته ساموئل كينگ (S.King)، يك جامعه كشاورزي، طبعاٌ با روش خانوادگي پدرسالاري مناسبت دارد؛ زيرا، كاركرد اقتصادي در آن اهميت زيادي دارد. چنین خانواده‌ای نيازمند يك مدير توليد است كه از ديرباز اين وظيفه بر عهده مردان بوده است.
كاركردهاي خانواده گسترده:
خانواده گسترده در جامعه روستايي و عشايري، محل كليه فعاليتهاي آموزشي - تربيتي، اجتماعي، تفريحي و تا اندازه زيادي مذهبي به شمار مي‌رود. شيوه توليد خانوادگي و همياري و تعاون مترتب بر آن، اجتماعي كردن كودكان، نگهداري از پيران و حمايت كامل از اعضا، از جمله وظايف سنگين چنين خانواده‌اي است.
بطور كلي خانواده گسترده دو كاركرد اساسي دارد:
اول) اقتصاد مشترك اعضاي خانواده؛ به اين معني كه درآمد، توليد و توزيع توسط هر يك از افراد خانواده، براي كل اعضا صورت مي‌پذيرد؛
دوم) بزرگان و ريش‌سفيدان خانواده از منزلت اجتماعي بالاتري نسبت به سايرين برخوردارند. به همین جهت تصميم آنان به منزله تصميم كليه اعضاي خانواده تلقي مي‌شود. فلذا صرف كنار هم زندگي كردن چند نسل از خانواده، خانواده گسترده تلقي نمي‌شود.
ويژگي‌هاي كلي خانواده گسترده:
1) همسرگزيني: همسرگزيني در خانواده گسترده تحت فشار اجتماعي است و ازدواج به نوعي در پايگاه يا منزلت دختر يا پسر تغيير اساسي ايجاد کرده و اهميت اجتماعي آنان را ارتقاء مي‌بخشد. در خانواده گسترده، به دليل مرگ و مير بالاي زنان و مردان ازدواج مجدد رايج است. زنان به اين دليل مجبور به ازدواج مجدد مي‌شوند كه وجود مرد براي اداره اقتصادي خانواده ضروري است؛
2) ازدواج و اتحاد خانوادگي: ازدواج در خانواده گسترده علاوه بر جنبه اقتصادي، ايجاد نوعي اتحاد خانوادگي نيز مي‌كند و رضايت و تمايل قلبي در آن ضرورتي ندارد. ازدواج در طبقات بالاي جامعه بر اساس ملاحظات سياسي و اقتصادي و نيز براي حفظ نسل و افزايش مالكيت صورت مي‌گیرد. نكته مهم آن است كه در خانواده گسترده ازدواج بيشتر بر منطق مبتني است نه احساسات؛
3) روابط ميان افراد خانواده: روابط زن و شوهر در خانواده گسترده در جهت ايفاي نقش خانوادگي‌شان است. احترام زن به شوهرش، همراه با نوعي ترس است. در خانواده گسترده، كودك موجود ويژه‌اي كه بازيها و جست و خيزهاي او را مطلوب بدانند، دانسته نمي‌شود. تفاوت كودك و بزرگسال را تنها در تفاوت اندازه اندامها و نيروي كمتر كودك مي‌پندارند. در طبقات مرفه‌تر، كودك به دايه سپرده مي‌شود تا او را به منطقه خوش آب و هوايي برده و مهارتهاي لازم را به او بياموزد و او را آماده ورود به زندگي شغلي نمايد.
اين سبك خانواده، تا اواسط قرن نوزدهم رايج بود و در زمان حاضر به صورت محدود در قسمتهايي از هندوستان و تا حدي در ژاپن و يونان نيز تداوم دارد؛ اما به دليل تغيير شيوه‌هاي توليد اقتصادي، اين سبك از خانواده تا حد زيادي اضمحلال يافته و أشكال ديگري از خانواده، كه عمدتاٌ خانواده هسته‌اي است، پديد آمده است.
منابع
1- اعزازي، شهلا؛ جامعه‌شناسي خانواده، تهران، روشنگران و مطالعات زنان، چاپ دوم، 1380، ص 37-25.
2- مجدفر، فاطمه؛ جامعه‌شناسي عمومي، تهران، شعاع، چاپ اول، 1383، ص337-336.
3- وثوقي، منصور و علي اكبر نيك‌خلق؛ مباني جامعه‌شناسي، تهران، خردمند، چاپ پنجم، پائيز 71، ص 169-168.
4- قنادان، منصور و ديگران؛ جامعه‌شناسي (مفاهيم كليدي)، تهران، آواي نور، چاپ اول، پائيز 1375، ص 151.
5- شايان‌مهر، عليرضا؛ دائرة المعارف تطبيقي علوم اجتماعي (كتاب اول)، تهران، كيهان، چاپ اول، 1377، ص 241.