نظريه ي سيستم ها systems theory
گردآوری: بهزاد اندرز
كلمات كليدي : روابط بين الملل، سياست بين الملل، تئوري تحليل نظام ها، برتالنفي، نظريه ي سيستم ها، نظريه ي تحليل نظام ها، علوم سياسي
نظریه‌ي سیستم­ها(systems theory) ، نظریه­ای جامع و کل‌نگر است. از نظر برتالنفی ـ مؤسس این تئوری ـ سیستم عبارت است از تعدادی عنصر که با یک‌دیگر ارتباط­هایی دارند. با تکیه بر این تعریف، سیستم موجودیتی است متشکل از عناصری مرتبط و متعامل که این ارتباط و تعامل، نوعی کلیت و تمامیت به آن می­بخشد.[1]هنگامی که این تعریف را در روابط بین­الملل به کار می­بریم، از آن چنین قصد می­کنیم:
«نظام بین­المللی از مجموعه­ای از واحدهای سیاسی مستقل (دولت‌ها‌) تشکیل شده است که همواره در تعامل با یکدیگر به سر می‌برند».[2]
از ویژگی­های برجسته‌ي این نظریه، تطبیق و سازواری آن با نظام بین‌المللی، منطقه­ای و ملی (داخلی) است؛ یعنی می­توان دنیا یا منطقه­ای از آن و یا یک کشور را به صورت « نظام یا سیستم» تصور کرد. مفهوم نظریه‌ي سیستم، ابتدا در زیست‌شناسی، آن‌گاه در علوم رفتاری و در نهایت در علم سیاست و روابط بین­الملل مطرح گردید. دانشمندان بیولوژی، چرخه­های حیات در میان موجودات زنده را به «سیستم» تشبیه کردند. عالمان علوم اجتماعی با استفاده از این مفهوم، انسان و جامعه را به صورت یک سیستم به تصویر کشیدند و نظریه‌پردازان بین­المللی نیز مجموعه­ی دولت­ها و سایر بازیگران را به مثابه­ی سیستم در نظر می‌گیرند.
ریشه­ها و دانشمندان نظریه‌ي سیستم­ها
اکنون ریشه­های نظریه‌ي سیستم­ها را باید در علوم بسیار متفاوتی جستجو کرد. لیلینفلد به حوزه‌های زیست‌شناسی، سیبرنتیک، و تحقیق عملیاتی اشاره کرده است. نظریه‌ي سیستم­ها در علم سیاست از رشته‌های اقتصادی، جامعه‌شناسی و سایر علوم اجتماعی هم تأثیر پذیرفته است. رشته‌ي تاریخ هم در این زمینه نقشی داشته است.[3]
انواع نظریه‌ي سیستم­ها مشخصا از سه نویسنده متأثر بوده‌اند و هر سه نیز اصطلاح سیستم را به مفهوم کلان[4] آن در سیاست مقایسه‌ای به کار برده‌اند. دیوید ایستون در کتاب «سیستم سیاسی»[5] و سایر آثار خود مفهوم سیستم یا نظام سیاسی را همراه با دروندادها[6]و بروندادها،[7] تقاضاها،[8] حمایت­ها،[9] و بازخوران[10] آن مطرح ساخته است. اساس مفهوم‌پردازی[11] وی در مورد سیستم را در مقاله‌ي مشهور وی در سال 1957م می‌توان مشاهده کرد. گابریل آلموند از انسان‌شناسان کارکردگرایی چون برانیسلاف مالینوفسکی و آ.‌آر.‌رادکلیف‌ـ‌براون و جامعه‌شناسانی چون ماکس وبر و تالکوت پارسونز متأثر است. به‌علاوه، آلموند از آثار مربوط به نظریه­ی گروه­ها، مثل کتاب دیوید ترومن، نیز تأثیر پذیرفته است.[12]
مسائل مفهومی تئوری سیستم­ها
برخی از مفاهیم و واژه­های کلیدی برای تحلیل تئوری نظام­ها از اهمیت بیشتری برخوردارند که فراگیری آنها ضروری است. باید توجه داشت که چگونگی ارتباط بین این مفاهیم، بنیان­های تجزیه و تحلیل نظریه‌ي سیستمی را شکل می­بخشد. این مفاهیم عبارتند از:
1- ثبات و تعادل: هرچند این دو مفهوم، مترادف و به یک معنا نیستند؛ اما در یک رابطه­ی نزدیک و تنگاتنگ با یکدیگر قرار دارند. ثبات به معنای پایداری و استمرار روابط میان متغیرهای سیستم می­باشد که در مقابل آن، حالت عدم تعادل می­باشد. یک نظام بی‌ثبات به آسانی تعادل خود را از دست می­دهد و نامتعادل می­شود، در حالی‌که نظام­های باثبات، یا دارای تعادل هستند و یا برای کسب یک سطح تعادل بالاتر تلاش می‌کنند. یکی از ویژگی­های سیستم، تلاش جهت حفظ تعادل یا دستیابی به سطح تعادل نوین می­باشد.
2- کنش متقابل: تعادل یا کنش و واکنش، همواره در میان عناصر سیستم جاری و ساری می­باشد. کارکرد هر سیستم به کنش متقابل اعضای آن بستگی دارد. به هر میزان کنش متقابل بیشتر شود، سیستم پیچیده­تر می­گردد. با تشخیص روابط متقابل و چگونگی آن در میان عناصر متشکله‌ي نظام، می­توان وضعیت نظام را تحلیل کرد.
3- همبستگی: میان عناصر هر نظام، وابستگی متقابل وجود دارد که نشان‌دهنده­ی تأثیر­پذیری آنها از یک‌دیگر است. این ارتباط سازمان‌یافته و پیوسته موجب می­شود که واحدهای سازنده­ی نظام از درجه­ای از حساسیت و آسیب‌پذیری نسبت به هم برخوردار شوند. از این‌رو، رفتار و کنش هر واحدی باید بر مبنای نقش و وظیفه­ای باشد که بدان واگذار شده است، زیرا در غیر این صورت باعث صدمه به عناصر دیگر می­شود.
4- سازواری و انطباق: هر سیستمی دارای ظرفیت معینی است که قابلیت میزان پذیرش بار وارده به سیستم را نشان می­دهد. بدین معنا که هر چه ظرفیت و قابلیت سیستم بیشتر باشد، می­توان انطباق­پذیری بیشتری را از آن انتظار داشت. بر عکس، سیستم­های دارای قابلیت و ظرفیت کم، با ورود بار اضافی نمی­توانند خود را با شرایط جدید تطبیق دهند، در نتیجه تعادل خود را از دست می­دهند.
5- تحول و دگرگونی: از ویژگی­های مهم جامعه‌ي انسانی و نظام بین‌المللی، دگرگونی­هایی است که هر روز حادث می­شود. از آن‌جا که سیستم موجودات زنده پویاست و قابلیت پذیرش دگرگونی و هضم آنها را دارد، تا حدودی از استحاله و تغییر شکل نظام جلوگیری می­شود. اما اگر میزان تحول بسیار زیاد و شدید باشد باعث فروپاشی سیستم می­شود. این نوع دگرگونی را می­توان از تغییر نظام چندقطبی به دوقطبی یا دوقطبی به تک­قطبی مشاهده کرد.[13]
عناصر و اجزی تشکیل دهنده­ی سیستم
هر سیستم یا نظام را دارای چهار عنصر اساسی می­دانند که تجزیه و تحلیل سیستماتيک در مورد آنها صورت می­گیرد. این اجزا عبارتند از:
1- نهاده (درون‌داده):[14] عوامل و متغیرهایی که به سیستم وارد می‌شوند نهاده نام دارند. در یک نظام سیاسی، مجموعه­ها (تقاضاها) و حمایت­ها در این حوزه قرار می­گیرند. نهاده در نظام بین­المللی عبارت از اقدامات، رفتارها و سیاست­های خارجی دولت­هاست.
2- داده:[15] برون‌داده یا ستاده به خروجی سیستم مربوط می­شود. تصمیمات و خط مشی­های یک نظام داخلی در قبال تقاضاها و حمایت­ها، جزء داده­ها محسوب می­شود. در یک نظام بین­المللی، رفتار سایر بازیگران در مقابل سیاست خارجی یک دولت، داده‌ي نظام می­باشد.
3- بازخور:[16] ارزیابی هماهنگی یا ناهماهنگی بین نهاده­ها و ستاده­ها در فرایند بازخور مورد بررسی قرار می­گیرد. چنان‌چه تصمیمات سیاست‌گذاران (ستاده­ها)، هماهنگ با درخواست­های مردم (نهاده­ها) باشد، نتیجه بازخور مثبت می­باشد، اما اگر سیستم اطلاعاتی به تصمیم‌گیرندگان منعکس کند که مردم ناراضی هستند، بازخور منفی است.
4- محیط داخلی و خارجی:[17] محیط به مقتضیات و شرایطی اطلاق می­شود که سایر عناصر متشکله در آن عمل می­کنند. به عنوان نمونه، محیط ارزشی و فرهنگی که سیاست‌مداران در آن به تصمیم­گیری می‌پردازند از این نمونه می‌باشد.[18]
اهداف سیستم
اهداف سیستم می­تواند مراحل زیر را شامل شود:
1- رساندن اطلاعات صحیح در زمان و هزینه‌ي مناسب.
2- بالابردن ضریب اطمینان تصمیم‌گیری­ها.
3- بالا بردن ظرفیت پردازش کارها.
4- بالا بردن سود.
5- افزایش بهره­وری و کاهش هزینه­ها.[19]
به تعبیر دیگر، اهداف نظریه‌ي عمومی سیستم­ها به عنوان دانشی میان رشته­ای عبارت است از: ایجاد مدل­های تعمیم‌یافته‌ي سیستم­ها، تهیه‌ي یک دستگاه منطقی‌ ـ‌ روش شناختی برای تشریح کارکرد و رفتار عنصر سیستم­ها، تنظیم نظریه­های تعمیم‌یافته‌ي انواع مختلف سیستم‌ها از جمله نظریه­های پویایی سیستم­ها و فرایندهای کنترل.[20]
پیش فرض­های نظریه‌ي سیستمی
مهم‌ترین پیش‌فرض­های تفکر سیستمی عبارتند از:[21]
1- تبدیل‌ناپذیری و استنباط‌ناپذیری خواسته­های یک سیستم از ویژگی­های عناصر آن.
2- وجود منشأ دگرگونی یک سیستم در چارچوب خودش.
3- غیرتاریخی بودن تحلیل یک سیستم.
4- قانون­مندی هستی و امکان کشف آن.
5- امکان استفاده از روش­های طبیعی در علوم انسانی.
6- وجود اصل تعادل در پدیده­ها.
7- عمومیت نسبت به سیستم­های مختلف.
8- تشابه سیستم زنده با ماشین .
9- سکولار دیدن وضعیت و سلسله‌مراتبی بودن آن.
اصول نظریه‌ي سیستمی
هرچند اصول نظریه‌ي سیستمی ممکن است تا حدی با پیش‌فرض­ها تداخل داشته باشند، با اندکی تسامح می­توان اصول این نظریه را چنین دانست:
هدف­مندی، کل­گرایی،[22] نظم‌یافتگی، سازش‌پذیری،هم‌پایانی[23] (رسیدن به نتایج یکسان با شرایط اولیه و ورودی­های مختلف)، وابستگی متقابل، تعامل و تفکیک­پذیری (سیستم سلسله‌مراتبی و پیداشدن زیرسیستم­ها برای هر سیستم). برتالنفی اصول نظریه‌ي سیستم­ها را چنین تلخیص می­کند: کلیت، جمع­پذیری، مکانیزاسیون، تمرکز و سلسله‌مراتب.[24]
تئوری سیستمی و علوم سیاسی (تصمیم­گیری سیاسی)
یکی از عمده­ترین مسائلی که بر سر راه علوم سیاسی قرار دارد، یافتن واحدهای ثابت تجزیه و تحلیل به منظور فهم رفتار سیاسی بشر است. تئوری سیستم­ها، با مطالعه‌ي سیستماتیک «واقعیت»های سیاسی و «محیط» پیرامون آن، مفاهیمی ارائه می­نماید که محقق را در تجزیه و تحلیل یاری می­دهد. به‌علاوه، به عنوان كمترین فایده، تئوری سیستم­ها به پژوهش­گر کمک می­کند تا اطلاعاتی که به عنوان داده­های مهم جمع‌آوری کرده است توصیف نماید. این کارکرد­ها راه را برای ایجاد یک تئوری عمومی هموار می­سازد. مفاهیمي که در بالا آوردیم، به صورت تحلیلی، دو بخش مهم از زندگی سیاسی را تعریف می­نمایند:
1- انواع فعالیت­هایی که در سیستم سیاسی جریان دارد و ما آن‌را کارکرد[25] (وظیفه) می­نامیم.
2- مسیر و روشی که فعالیت‌های مزبور از طریق آن به انجام می­رسد، یعنی فرایند.[26]
پس در واقع، سیستم سیاسی شامل ساختار (نحوه­ی ارتباط و پیوستگی کارکردها) و فرایند زندگی سیاسی است. بدین‌ترتیب تجزیه و تحلیل فرایندها و ماهیت و شرایطی که در آن پاسخ­های سیستم به منظور جذب و هضم کارکردها بروز می­نماید مسئله‌ي اساسی تئوری سیاسی است که در این راستا می­بایست به نکات زیر توجه کرد:
1- فرض این نگرش آن است که کنش­ها و واکنش‌های سیاسی در جامعه (چه داخلی و چه بین­المللی) در مجموع یک «سیستم رفتار» را تشکیل می‌دهد.
2- سیستم سیاسی در خلأ واقع نیست، بلکه به وسیله‌ي محیط‌های فیزیکی، بیولوژیکی، اجتماعی و روان‌شناختی احاطه شده است. بدون در نظر گرفتن محیط‌های مزبور نمی­توان رفتار یک سیستم سیاسی، به منظور باقی ماندن در شرایط ثبات و تغییر را درک نمود.
3- به عنوان نتیجه یا لازمه­ی نکته‌ي دوم، سیستم سیاسی یک سیستم باز می­باشد؛ اجزاء سیستم سیاسی در شرایطی که وقایع و تأثیرات برآمده از محیط کل به وجود آورده­اند، باید عمل کنند.
4- مشاهده‌ي سیستم مقاوم و باقی (با توجه به وجود عوامل مخرب محیطی) بدان معناست که سیستم­های مزبور قدرت ایستادگی در برابر آشفتگی­ها را دارند و می­توانند خود را با شرایط موجود وفق دهند. این عمل توسط مکانیزم­هایی صورت می­پذیرد که طی آن، سیستم­های باقی، رفتار خود را تنظیم می­کنند و در صورت لزوم ساختار داخلی و حتی اهداف خویش را تغییر می­دهند.[27]
نقد و بررسی محدودیت­های این نظریه
1- راپوپورت معتقد است نظریه­های عمومی سیستم­ها بیشتر شامل یک نگرش (جهان‌بینی) یا یک روش‌شناسی است، تا یک نظریه به مفهومی که در علم به این اصطلاح داده می­شود.
2- کاوز برای اولین‌بار در سال 1968م نوشت نظریه­های عمومی سیستم­ها در واقع یک نظریه‌ي برین است. پیاژه هم می­گوید: ساختارگرایی در کل یک روش است، و نه یک آیین و وقتی که تا اندازه‌ای آیینی می­شود به آیین­های بسیاری می­انجامد. پس چون روشی است با تمام روش­های دیگر پیوند برقرار می­سازد و آنها را نیز شامل می­شود.
3- برخی معتقدند در نظریه‌ي سیستم­ها نوعی تناقض فلسفی وجود دارد؛ چرا که توصیف سیستم مشروط به توصیف اجزا ریزتر و درشت­تر است، بنابراین نوعی توقف کل بر جزء و جزء بر کل در آن دیده می­شود.
4- به نظر می­رسد نظریه‌ي سیستمی را می­توان تنها از باب استعاره، در خصوص یک اندیشه یا نظام اندیشه­ای به کار برد.[28]


[1]. فرشاد، مهدی؛ نگرش سیستمی، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1362، چ اول، ص 43
[2]. قوام، عبدالعلی؛ اصول سیاست خارجی و سیاست بین‌الملل، تهران، سمت، 1370، چ اول، ص34
[3]. چیلکوت، رونالد؛ نظریه‌های سیاست مقایسه‌ای، ترجمه‌ی وحید بزرگی و علی‌رضا طیب، تهران، مؤسسه‌ي خدمات فرهنگی رسا، 1378، چ دوم، ص228
[4] .Marco
[5] .The Political System
[6] .in puts
[7] .outputs
[8] .demands
[9] .supports
[10] .feedback
[11] .conceptualization
[12]. همان، ص36
[13]. فرانکل، جوزف؛ نظریه­ی معاصر روابط بین­الملل، ترجمه­ی وحید بزرگی، تهران، نشر اطلاعاتی، 1372، چ اول، ص 66
[14].In put
[15]. Out put
[16] .Feed back
[17] .Internal Environment and external Environment
[18]. پالمر، مونتی؛ اشترن، لاری؛ و گالیل، چارلز؛ نگرشی جدید به علم سیاست، ترجمه­ی منوچهر شجاعی، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین­المللی، 1372، چ اول، ص30-23
[19]. رضاییان علی؛ تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم‌ها، تهران، چ اول، 1370، ص345 و همچنین ر. ک: فرشاد، مهدی؛ پيشين، ص101
[20]. سادوسکی، و. ن؛ نظریه‌ي سیستم­ها: مسائل فلسفی و روان شناختی، تهران، چ اول، 1370، ص32
[21]. حقیقت، صادق؛ روش‌شناسی علوم سیاسی، قم، انتشارات دانشگاه مفید، چ دوم، 1387، ص 225
[22] .holism
[23] .equifinality
[24]. همان ص225
[25] .function
[26] .Process
[27]. خوشوقت، محمدحسین؛ تجزیه و تحلیل تصمیم‌گیری در سیاست خارجی، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین­المللی، 1375، چ اول، ص 32-31
[28]. حقیقت، سيدصادق؛ پيشين، صص233-230