منابع مختلف شناخت 1ـ استناد به مقام صلاحيت دار 2ـ شيوه‌هاي مبتني بر سير و سلوک و رمز و راز 3ـ‌ شيوة خرد گرايانه 4ـ روش علمي قلمروها و حیطه‌های شناختی و معرفتی: 1)حیطه شناختی علوم طبیعی و مادی 2)حیطه شناختی علوم الهی یا الهیات 3)حیطه شناختی علوم انسانی حیطه‏شناختی علوم طبیعی و مادی: این حیطه شامل معلومات و معارفی می‌شود که به هر نحو درباره طبیعت و موضوعات طبیعی که دارای خواص مادی و قابل حس است حاصل می‌آید و علوم پایه، علوم پزشکی و علوم مهندسی. حیطه شناختی علوم الهی یا الهیات: این حیطه شامل معلوماتی می‌شود که خارج از عالم ماده و محسوسات قرار دارد که می‌توان از آن به شناخت دینی نیز تعبیر نمود. برای مثال: خدا شناسی، فقه و حقوق. حیطه‌شناختی علوم انسانی: این حیطه شامل معلوماتی است که به خصلتها، ویژگیها، فعالیتها و رفتارهای نوع انسان مربوط می‌شود. علوم انسانی به دو طبقة کلی تقسیم می‌شود: 1)گروه اول شامل معلوماتی است که منشأ تشکیل آنها را عقل و فکر و احساس انسان تشکیل می‌دهد. فلسفه، منطق، ریاضیات، ادبیات، موسیقی. 2)گروه دوم شامل معلوماتی است که منشأ آنها را رفتار انسان تشکیل می‌دهد. روان شناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، مدیریت، جغرافیای انسانی و علوم سیاسی و... پژوهش (Research)مجموعه‌ای از روشهایی است که افراد برای تولید شناخت قاعده مند آن‌ها را بکار می‌برند. پژوهش یک فرآیند مهیج کشف نمودن است ولی لازمه‌اش پایداری، صبر، تساهل و خویشتن‌داری در برابر دشواریها و تعامل با دیگران و ارایة یک کار مطلوب است. علاوه بر پژوهش انسان از منابعی چون اقتدار، سنت، معرفت عامیانه، اسطوره‌های رسانه‌های جمعی وتجربة شخصی در مورد جهان پیرامون خویش اگاهی و شناخت کسب می‌کند. تحقيق، از ريشة «حق» است. حق يعني آن‌چه كه درست و استوار و ثابت باشد. ريشة اصلي واژة حق، در تمام اشتقاق‌هايش مفهوم ثابت و مطابقت با واقع و استحكام را دارد. احقاق و تحقيق يك امر، يعني چيزي را ثابت و استوار ساختن، درستي چيزي را به اثبات رساندن، «حق» بودن مطلبي را آشكار ساختن و به عبارتي: شناخت « هست » ها. تحقيق، يك تلاش فكري و علمي براي « يافتن » مطلب درست و حق، و « ارائه » و « اثبات » آن است. طبيعي است كه در زمينه‌هاي مختلف نظري و فكري و تاريخي و ادبي و علمي و ... حق بودن مطالب، به معناي مطابق با واقع بودن آن‌ها در هر يك از زمينه‌هاست و تحقيق، طبق اين مفهوم، در ابعاد مختلف ياد شده، مفهوم پيدا مي‌كند.   فرق تحقيق و تأليف تأليف از ريشة « الفت » و به معناي پيوندزدن، به هم آميختن، گردآوري مطالب متناسب با هم در يك مجموعه است و معمولاً نياز به تتّبع و كاوش و دقت و حوصله دارد. گرچه در عرف رايج، معمولاً تأليف و تحقيق را و مؤلف و محقق را به جاي هم به كار مي‌برند، ولي ميان محقق و مؤلف تفاوت بسيار است. مؤلف، گردآورنده مطالبي از جاهاي مختلف و تنظيم كننده آن‌ها است كه با تتبع و پژوهش به دست آورده است، اما محقق، از انديشه‌اي نقّاد و ديدگاهي عميق برخوردار است و « صاحب نظر » است و كارش تنها جمع آوري مطالب از منابع مختلف نيست ( كه اين كار از بسياري برمي‌آيد ) بلكه انديشمندي است كه نظريه‌اي را با برهان و دليل، اثبات يا رد مي‌كند، يا مطلبي جديد كشف مي‌نمايد، يا مطلب كشف شده‌اي را تكميل مي‌كند، يا چيزي را كه به صورت نظريه بوده است به اثبات مي‌رساند. « نظريه پردازي » و اثبات آن نيز ذهني قوي و شيوه‌اي محققانه مي‌طلبد. البته تتبع و كاوش، مقدمة تحقيق مي‌تواند قرار بگيرد و محقق، بر مبناي « يافته‌ها » مي‌تواند نظر بدهد.                                                             كاربردي                         تجربي                                                             بنيادي                                                        بر اساس هدف       عملي                            نظري                                                                                  تاريخي                     زمينه يابي انواع تحقیقات علمی                                                        توصيفي                     موردي                                    بر اساس ماهیت و روش                همبستگي                  تحليلي                                                                                 تجربي                         قوم نگاري                                                                                علّي تحقیقات بنیادی: این نوع تحقیقات در جستجوی کشف حقایق و واقعیت‌ها و شناخت پدیده‌ها و اشیا بوده،که مرزهای دانش بشری را توسعه می‌دهند و قوانین علمی را کشف می‌کنند. تحقیقات بنیادی تجربی: داده‌ها و اطلاعات اولیه با استفاده از روشهای آزمایش، مشاهده، مصاحبه و غیره گردآوری شده و با استفاده از روشهای آماری و معیارهای پذیرفته شده مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد. تحقیقات بنیادی نظری: اطلاعات و مواد اولیه تحلیل به روش کتابخانه‌ای گردآوری می‌شود و سپس به روشهاي‌ مختلف استدلال مورد تجزیه و تحلیل عقلانی قرار گرفته نتیجه‌گیری می‌شود. تحقیقات کاربردی: تحقیقاتی هستند که با استفاده از زمینه و بسترشناختی و معلوماتی که توسط تحقیقات بنیادی فراهم شده برای رفع نیازمندی‌های بشر مورد استفاده قرار می‌گیرند. تحقیقات عملی: این تحقیقات را باید تحقیقات حل مساله یا حل مشکل نامید، زیرا نتایج آن مستقیما برای حل مساله به کار گرفته می‌شود. تحقیقات تاريخي: مطالعه‌اي كه به توصيف و تبيين وقايع گذشته مي‌پردازد. تحقیقات توصیفی: در این نوع ازتحقیقات محقق به دنبال چگونه بودن موضوع است و می‌خواهد بداند پدیده، متغیر یا مطلب چگونه است. مانند بررسی: 1)وضعیت کارکنان یک اداره 2)بررسی وضعیت دانش آموزان یک شهر تحقیق توصیفی زمینه‌یاب: به مطالعه ویژگی‌ها و صفات افراد جامعه می‌پردازد و وضعیت فعلی جامعه را در قالب چند صفت یا متغیر مانند سن، جنس، وزن و غیره مورد بررسی قرار می‌دهد. تحقیق توصیفی موردی یا ژرفا نگر: عبارت است از مطالعه یک مورد یا یا یک واحد و کاوش عمیق در مورد آن. برای مثال تحقیق در ویژگی‌ها و رفتار یک دانش آموز ناسازگار یا تیزهوش. تحقیق توصیفی تحلیل محتوا: به منظور توصیف عینی و کیفی محتوای مفاهیم به صورت نظام‌دار انجام می‌شود. در واقع قلمرو این تحقیق را متنهای مکتوب، شفاهی و تصویری درباره موضوعی خاص تشکیل می‌دهد. تحقیقات همبستگی یا همخوانی: این تحقیقات برای کسب اطلاع از وجود رابطه بین متغیرها انجام می‌پذیرد ولی الزاما کشف رابطه علت و معلولی مورد نظر نیست. انواع همبستگی: همبستگی مثبت: جهت تغییر در یک متغیر با جهت تغییر در متغیر دیگر همسو باشد. همبستگی منفی: جهت تغییرات یک متغیر با جهت تغییرات متغیر دیگر همسو نباشد. تحقیقات علی(پس رویدادی): اینگونه تحقیقات کشف علت‌ها یا عوامل بروز یک رویداد یا حادثه یا پدیده مورد نظر است. در یک تحقیق علی مطلوب محقق باید سه دسته متغیر داشته باشد: 1)متغیرهای اصلی که نقش موثر و مثبتی در بروز پدیده داشته‌اند. 2)متغیرهایی که نقش بازدارنده و منفی در رابطه با بروز پدیده داشته‌اند. 3)متغیرهای زمینه ساز که هموارکننده راه برای اثرگذاری متغیرهای اصلی بوده‌اند. تحقیقات تجربی: بر شناخت رابطه علت و معلولی بین متغیرها تاکید دارند و سخن از مطالعه رابطه یک سویه و تاثیر متغیر مستقل(علت) برمتغیر تابع(معلول)است. معيارهای يک مقالة علمی - پژوهشی توصيه جدّی می‌شود که معيارهای زير در هر مقاله علمی - پژوهشی مورد رعايت قرارگيرند. رعايت اين معيارها باعث انسجام و استحکام مقاله شده و امکان پذيرش آن را در يک مجله علمی - پژوهشی افزايش می‌دهد.   الف- مرتبط بودن مطالب و کامل بودن · تمام موضوعات مطرح شده‌اند. · استدلال‌ها و بحث‌ها در کليت متن مرتبط هستند. · منابع و مراجع ادبيات تحقيق آورده شده‌اند. · منطق و پيوستگی بين استدلال‌ها رعايت شده است. ب- برخورداری از يک سازمان منسجم: · مقاله از يک ساختار شفاف مفهومي برخوردار است. · عنوان‌ها و زير‌عنوان‌های مناسب، صحيح و مرتبطی به کار برده شده‌اند. · نظام ارجاع دهي با ثبات و مناسب است. پ- برخورداری از يک محوريّت تحقيقی در کلّيت و ترکيب مقاله: · تفکر خلاق، ترکيب و استدلال ظهور و بروز دارد. · دقت فکري در باره عنوان اصلي ديده مي‌شود. · مفاهيم مرتبط به نحو مناسبي تحقيق شده‌اند. · استدلال‌ها و اثبات‌ها به وسيله مدارک و مستندات يا ارجاعات پشتيباني شده‌اند. · شواهد کافی براي فهم موضوع وجود دارد. · ادبيات تحقيق مورد نقد و تحليل قرار گرفته‌اند. · ارتباط لازم بين ادبيات تحقيق و موضوع مورد تحقيق مقاله ارائه شده است. اجزا منطقي يك مقاله و كارهايي كه محقق بايد انجام دهد را بطور ساده توضيح مي‌دهيم. 1ـ‌ عنوان مقاله - پرهيز از عنوان‌های کلی و روزنامه‌ای؛ - استفاده از صفت و موصوف‌های لازم برای گوياتر نمودن عنوان؛ - دارا بودن جذّابيت برای جذب مخاطب؛ - فشرده و مختصر و يادآوردنی؛ - پرهيز از اصطلاحات نامأنوس و اختصار - توجه به اين نکته که عنوان يک برچسب است نه جمله. 2ـ نام نويسنده/نويسندگان - مشخص کردن نام و رابطه عضويتی نويسنده يا نويسندگان. 3ـ چکيده - دربرگيرنده (معرفی کلی و گويای تحقيق / بيان هدف و قلمرو تحقيق، اهميت کلّی تحقيق ، مروری فشرده بر ساختار مقاله، اشاره کلّی به نوآوری‌ها و دستاوردهای مقاله)؛ - پرهيز جدی از آوردن مراجع، فرمول و علامت‌های ويژه؛ - رعايت کوتاهی و فشرده بودن ( در حد يک بند و سقف 200 تا 250 کلمه)؛ - توجه به اين نکته که تعداد افرادی که چکيده را می‌خوانند بسيار بيشتر از کسانی است که مقاله را می‌خوانند. 4ـ کليد واژه‌ها - تا سقف پنج کلمه و يا اصطلاح 5ـ  بیان مسئله: در باره موضوعی که می‌خواهید مطالعه نمایید حدود 10 سطر می‌نویسید و مشخص می‌کنید که چه چیزی برای شما ناشناخته و مجهول است و می‌خواهید آن را روشن سازید. جملات آخر بایستی بصورت پرسشی آورده شوند. سئوال و و يا سئوالاتي كه باعث شده ما بدنبال تحقيق مورد نظر باشيم و يا اينكه محقق موضوعي را كه براي خود انتخاب كرده است براي اينكه موضوع را به صورتي منظم و بهتر مورد بررسي قرار دهد بايد آن موضوع را به سوال يا سوالاتي تبديل نمايد و يا بشكافد. الف ـ در بخش بيان مسأله به تشريح پرسش اصلي پژوهش خود مي پردازيم. كسب چه معرفتي براي ما مطرح است؟ و جايگاه اين معرفت در قبال كارهاي انجام يافته كجاست؟ ب ـ همواره به ياد داشته باشيد كه اگر چه خود شما از موضوع با خبريد، اما آنرا براي خواننده‌اي مي‌نويسيد كه از طرح ذهني شما بي‌اطلاع مي‌باشد. لذا قدم به قدم جلو برويد. ج ـ پرسش اصلي خود را در نظر بگيريد. آنرا حداقل در ده سطر توضيح دهيد. اين پرسش به چه معناست؟ در نگارش بيان مسأله به مخاطب خود نشان دهيد كه به موضوع كاملا آگاهي داريد. بعد از اشاره‌اي مختصر به آنچه تا كنون صورت گرفته است ( ادبيات موجود ) ويژگي‌ها و مشخصات كار خود را در عباراتي كوتاه و با معنا بيان نماييد. د ـ پس از نگارش اين بخش آنرا به دوستانتان نشان داده و از ايشان بخواهيد تا آنرا مورد مطالعه قرار دهند. آيا آنچه آنها از نوشتة شما متوجه مي‌شوند، همان مراد و منظور ذهني شما بوده است؟ آيا آنها متوجه مراد شما مي‌شوند؟ در صورت منفي بودن پاسخ، تلاش نماييد تا مواردي را كه منجر به ابهام در درك مسأله و يا خروج از آن مي‌گردد، شناسايي و بر طرف نماييد. 6ـ اهمیت و ضرورت پژوهش: اگر این موضوع بررسی گردد به لحاظ علمی و کاربردی چه فایده‌ای دارد و چرا شما می‌خواهید از بین این همه موضوعات آن را بررسی نمایید. استدلال خود را بنویسید. 7ـ‌ اهداف پژوهش: هدف کلی و اهداف جزئی را برشمارید. اول« هدف کلی» که منظور همان موضوع تحقيق است که قصد مشخص نمودن آنرا داريم و به عبارتی آنچه در پايان مطالعه قصد رسيدن بدان را داريم « هدف کلی» معمولاً در يک جمله قابل فهم صريح و رسا و مختصر بیان می‌شود که برای خواننده گويا و قابل فهم است. در گونة دوم« اهداف جزئی يا اختصاصی» تحقيق بيان می‌شود. اين اهداف از تفسيم يا شکستن « هدف کلی» به اجزای کوچکتر بدست می‌آیند. اهداف جزئی راه رسيدن به « هدف کلی» را قدم به قدم مشخص می‌نمايد تنظيم اهداف چنانچه به خوبی صورت بپذيرد بر متمرکز ساختن مطالعه به جنبه های اساسی آن و جلوگيری کردن از جمع آوری اطلاعاتی که به آنها نياز  وجود ندارد، تأکيد می‌کند. چرا نوشتن اهداف مهم است و چه خصوصياتی بايد داشته باشند: تنظيم اهداف برای يک مطالعه تحقيقی بايد بر اساس ملاکهای مشخص صورت پذیرد که مهمترين آنها عبارتند از: اهداف قابل حصول باشند.بدين شکل که مقصود و منظور محقق را بطور کامل برساند و توانايی سنجش موضوع را داشته باشد. اهداف صريح و روشن بيان شوند.هيچگونه ابهامی در هدف قابل قبول نيست و بايد مشخص شود که دقيقاً چه چيزی بايد اندازه گيری شود. اهداف بايد قابل اندازه گيری باشند.تحقيق به روش علمی بر پايه اندازه گيری استواراست و بيان اهداف درقالب های قابل اندازه گيری کار مطالعه را ساده تر می‌سازد. توصيه می‌شود به هنگام تنظيم اهداف ويژه از الگوی زير استفاده نمايد: هدف يا هدف هايی رابرای تعيين نمودن ارزش کمی موضوع انتخاب کرده و بنويسيد. هد ف يا هدف هايی را برای روشنگری در مورد موضوع انتخاب کرده و بنويسيد. هد ف يا هدف هايی را برای تعيين علل احتمالی موضوع بنويسيد. 8ـ سئوالات پژوهش: سئوال اصلی و سئوالات فرعی را مشخص کنید. 9ـ چارچوب نظری پژوهش: تعیین نمایید که مسئله پژوهش را در کدام رشته علمی و براساس کدام چارچوب نظری انجام خواهید داد. بعنوان مثال در رشتة جامعه شناسی در درون چارچوب نظری کنش تعامل گرای نمادی. در اینجا باید استدلال نمایید که چرا این چارچوب با مسئله پژوهشی شما ارتباط دارد. يک چارچوب نظري، ديدگاهي است که در مطالعه هر موضوعي بايد استفاده گردد. ارزش يک چارچوب نظري در اين است که محقق، با استفاده از آن، سوال تحقيق را در ذهن خود ساختاربندي مي‌کند. زيرا که نتايج تحقيق وقتي آسانتر سازماندهي، تحليل و درک مي‌شوند که با يک چهارچوب نظري سازگاري داشته باشند. چارچوب نظري به مجموعه‌اي از گزاره‌ها اطلاق مي‌شود که به لحاظ نظري قادر به تبيين يا طبقه بندي متغير وابسته يا اصلي تحقيق هستند. اين گزاره ها ممکن است از يک نظريه خاص گرفته شده باشند يا تلفيقي از نظريات مختلف باشند که همگرايي آنها به لحاظ نظري توسط محقق ثابت شده باشد. استفاده از چارچوب نظري به معناي شراکت در تجربيات و خردورزي جمع کثيري از محققين و صاحبنظران در امر تحقيق است. معمولاً در طرحهاي پژوهشي که محقق قصد توصيف يا طبقه بندي موضوع تحقيق را دارد و نمي‌خواهد به چرايي آن بپردازد به جاي اصطلاح چارچوب نظري از چارچوب مفهومي استفاده مي‌کند. چارچوب مفهومي نيز مجموعه‌اي گزاره‌هاي نظري است که صرفاً به تجزيه و طبقه بندي موضوع مي‌پردازد. فايده چارچوب نظري منحصر به سنجش يا طبقه بندي نتايج نيست. بلکه از آن مهمتر مربوط به تبيين موضوع است. تدوين چارچوب نظري در شرايطي که محقق قصد پاسخگويي به سوالات چرادار را دارد بسيار ضروري است. کدام چارچوب نظري براي موضوع تحقيق من مناسب است؟ اين سوال بسيار مهم است. بعضي از محققين مخصوصاً در رشتة علوم اجتماعي اين سوال را به صورت چند گزينه‌اي مطرح مي‌کنند! بدين نحو که کدام چارچوب مناسب است تضاد، کارکردگرايي، کنش متقابل نمادين يا مبادله؟ به نظر من اين رويکرد به چارچوب نظري اشکال دارد. براي پيدا کردن چارچوب نظري مناسب ابتدا بايد مسأله تحقيق تان را انتزاع کنيد. به عبارتي دقيقتر صورت زيرين مسأله تان را کشف کنيد. به عنوان مثال صورت زيرين مسأله تقلب در يک تحقيق يا پايان نامه، چيزي جز انحراف يا کجروي نيست. لذا محقق براي تدوين چارچوب نظري مربوط به تقلب بايد به نظريات مرتبط با کجروي مراجعه کند. در غير اينصورت دست يابي به نظريه‌اي در بارة تقلب عملاً غيرممکن است چرا که شأن نظريه ايجاب مي‌کند که به موضوعات کلّي بپردازد تا مصاديق معين. 10ـ نظریة اصلی پژوهش: یک نظریه مجموعه‌ای از بدیهات، قوانین و فرضیه‌هایی است که چیزی را دربارة واقعیت قابل مشاهده تبیین می‌نماید.  مشخص سازید که موضوع پژوهش به کمک کدام تئوری قابل تبیین می‌باشد. فرض کنید محققی می‌خواهد در باره علل کشمکش های سیاسی مطالعه نماید. در این جا باید تئوری مورد نیاز مثلاً «تئوری منازعات سیاسی» چارلز تیلی را بطور دقیق بنویسد و آدرس منبع مورد استفاده را نیز ذکر کند. 11ـ فرضیات پژوهش: به سئوالات مطرح شده با توجه به تئوری اصلی پاسخ دهید. دقت کنید که باید به تعداد سئوالات مطرح شده فرضیه داشته باشید.(یک فرضیه اصلی و چند فرضیه فرعی). 12ـ سوابق پژوهش : بررسی شود که  در خارج از کشور و همیطور در داخل کشور چه کسانی در بارة موضوع پژوهش شما یا موضوعات نزدیک به آن تحقیق نموده‌اند. - طرح سابقه بر اساس يک نظم زمانی/ ديدگاهی/مکتب فکری يا هر طبقه‌بندی ديگر؛ - طرح ارتباط ادبيات مورد بررسی با موضوع تحقيق؛ - بيان نقاط قوّت، ضعف و محدوديت‌های ادبيات موضوع؛ - صرف نظر از طرح مطالب شخصی و تعصب آميز؛ - طرح يافته‌های موافق و مخالف در ادبيات؛ - ارائه روند و سير تحقيق و طرح جهت‌گيری آن؛ - نقد و بررسی تئوری‌های طرح شده؛ - مشخص کردن محدودة زمانی مورد بررسی؛ - برقراری ارتباط بين ادبيات موضوع با موضوع مورد تحقيق. باید هر نمونه را با جزئیات مربوطه گزارش کنید. 13ـ جنبه های جدید پژوهش:کاری که شما دارید انجام می‌دهید با کارهای مشابه صورت گرفته چه تفاوتی دارد و چرا می‌خواهید مجدداً آن را بررسی کنید؟ استدلال نمایید. 14ـ روشهای گردآوری داده‌ها : براساس کدام روش و با استفاده از کدام ابزار داده‌های مورد نیاز را جمع آوری خواهید کرد؟ بطور دقیق معین کنید.  مهمترين تکنيکهاي جمع آوري اطلاعات ۱-پرسشنامه تحقيقاتي ۲- مشاهده در تحقيق ۳- استفاده از فيش ۴- نمونه گيري ۵- مونو گرافي. 15ـ روشهای توصیف و تحلیل داده ها: با توجه به نوع داده‌ها (کمی یا کیفی) ، از آمار استنباطی یا توصیفی کمک می‌گیرید یا از روشهای کیفی دیگر ؟ در این مورد با دقت بحث کنید. 16ـ تعریف نظری مفاهیم: برای تعریف نظری مفاهیم باید به فرهنگهای تخصصی مراجعه شود. از فرهنگ لغت فقط معنی لغوی را می‌توان پیدا کرد ولی برای تعریف نیاز به فرهنگ تخصصی داریم. در علوم اجتماعی می‌توان از فرهنگ اصطلاحات علوم اجتماعی آرا سته خو، آلن بیرو، ساروخانی، ویلیام کولب و جولیس گولد و ....... استفاده کرد. براي اينكه كار ما دقت بيشتري داشته باشد معادل لاتين هر مفهوم نيز آورده ‌شود.  در تعريف مفاهيم از هر منبعی که استفاده می‌کنید باید در پاورقی آدرس دقیق آن ذکر گردد. 17ـ تعریف عملیاتی مفاهیم: باید مشخص شود که مفاهیم راچگونه و به کمک کدام شاخص یا معرف اندازه گیری می‌کنید. در تحقیقات کمی از ابزار پرسشنامه کمک می‌گیرندو هرسئوال پرسشنامه در واقع یک معرفی است که می‌خواهد مفاهیم مورد نظر  را بسنجد. 18ـ جامعة آماری : جامعه آماري: منظور مجموعه افراد يا واحدهايي است كه در نهايت مي‌خواهيم نتايج را به آن تعميم دهيم. در مسأله نمونه گيري معمولاً جامعه متناهي است و تعداد عنصرهاي آن را حجم جامعه مي‌نامند. كار مهم محقق اين است كه با دقت و به صورتي كامل جامعه را تعريف كند. درمورد چه کسانی تحقیق می‌کنید یا از چه افرادی می‌خواهید نظر سنجی کنید، آنها جامعه آماری یا جامعه کل را تشکیل می‌دهند. مثلاً اگر بخواهید نظر دانشجویان یک دانشگاه را درمورد عملکرد دولت نهم بپرسید باید تعداد دانشجویان هر رشته را در هریک از سالهای ورودی مشخص و جمع کل آنها را معین نمایید. به هر مجموعه‌اي كه كاملاً تعريف شده از عناصر يا واحدهايي مي‌باشد كه براي آنها بر آورد بايد صورت گيرد جامعه آماري مي‌ناميم. اين عناصر مي‌توانند انسان .مزارع ،خانوارها، بلوك‌هاي شهري، دهستانها، مشاغل و غيره باشند و به طور خلاصه اين مجموعه كاملاً تعريف شده به كل افراد يا اشيا گفته مي‌شود كه داراي يك يا چند صفت مشترك بوده و با هدف و موضوع تحقيق ارتباط داشته باشند 19ـ حجم نمونه : حجم نمونه با توجه به نوع پژوهش، اهداف و امکانات محقق تعیین می‌شود. نمونه يا جمعيت نمونه (تعين حدود جامعه آماري ) يكي از اقدامات بسيار مهم در نمونه گيري تعريف و تعيين حدود جامعه ،جمعيت نمونه و هر جزء از جامعه آماري مي‌باشد كه داراي صفاتي چون نما يا معرف بودن و قابليت تعميم پذير مي‌باشد. پس يك محقق بايد در انتخاب نمونه آماري خود حداكثر دقت را داشته باشد پس يك محقق بايد در انتخاب نمونه آماري خود حداكثر دقت را داشته باشد لذا كه اعتبار بيروني تحقيق بيشتر به اين عامل بستگي دارد چون تنمونه كه محقق براي بررسي انتخاب مي كند بايد قابليت تعميم پذيري را داشته باشد براي مثال براي بررسي رابطه بين تحصيلات و درامد نمونه اماري بايد مردان شاغل 18 سال به بالا باشند. چارچوب نمونه گيري: فهرست كامل واحدهاي نمونه گيري كه از آنها بايد نمونه انتخاب گردد را چارچوب نمونه گيري مي‌نامند.  مثال: ليست افراد واحدهاي مكسوني -راهنماي تلفن -نقشه يا فهرست عضويت در سازمانها و باشگاهها. 20ـ روش نمونه گیری: نوع روش نمونه گیری را تعیین نموده و آن را بطور دقیق شرح دهید. همینطو ر مشخص کنید در این تحقیق شما چگونه نمونه‌ها را تعیین کرده‌اید. 21ـ سطح سنجش: اسمی، ترتیبی، فاصله‌ای یا نسبی و کسری ؟ با توجه به اهداف و سئوالات تحیقق مشخص گردد. 22ـ سطح تحلیل: خرد، متوسط یا کلان؟ معین کنید. من فکر مي‌کنم موضوعات پژوهشي در علوم اجتماعي را مي‌توان در حالت انتزاعي به دسته هاي زير تقسيم کرد: الف- تحقيقاتي  که به بررسي عمل مي‌پردازند. ب- تحقيقاتي که به بررسي احساس مي‌پردازند. ج- موضوعاتي که به بررسي شناخت و آگاهي مي‌پردازند. تحقيقات فوق در سطح خرد انجام مي‌شوند. د- تحقيقاتي که به بررسي ارزشها و هنجارها مي‌پردازند. ه- تحقيقاتي که به بررسي نظم و انسجام مي‌پردازند. و- تحقيقاتي که به بررسي تضاد و تغيير مي‌پردازند. ز- تحقيقاتي که به سنجش عملکرد مي‌پردازند. اين سه دسته اخير تحقيقاتي هستند که در سطح کلان انجام مي‌شوند. 23ـ واحد تحلیل: فرد، گروه یا جامعة کل یا جامعة جهانی؟مشخص کنید. 24ـ مدل تحليلي: مدل تحليلي نوعي نمودار سازي براي متغيرهاي استخراج شده از چارچوب نظري تحقيقي مي‎باشد در واقع يك چارچوب فكري سيستماتيك درباره تبيين مساله مورد تحقيق مي‎باشد. مدل رابطه بين طرح نظري و كار جمع‎آوري و تجزيه و تحليل اطلاعات مي‎باشد مي‎توان گفت مدل دستگاهي است متشكل از مفاهيم، فرضيه‎ها و شاخصها كه كار انتخاب و جمع‎آوري اطلاعات مورد نياز را براي آزمون فرضيه تسهيل مي‎كند. در واقع مدل تحليلي لولائي است كه طرح نظري مساله تحقيق رابا مشاهده و تحليل اطلاعات متصل مي‎كند. ساختمان مدل تحليلي بايد جوابگوي دو شرح باشد: 1ـ‌دستگاهي از روابط را تشكيل دهد 2ـ با استدلال عقلي يا منطقي ساخته شده باشد. در اين قسمت بايد متغیر وابسته و متغیرهای مستقل را در قالب نمودار ترسیم نمایید. 25ـ ابعاد پژوهش: در این قسمت باید از چهار بعد نوع تحقیق مشخص گردد: الف) بعد زمان ؛ طولی است یا برش مقطعی؟ ب) بعد هدف؛ توصیفی، اکتشافی یا تبیینی است؟ ج) بعد داده ها ؛ کمی است یا کیفی ؟ د) بعد جمع آوری داده ها؛ آزمایشی، پیمایشی، تحلیل محتوا یا میدانی است؟ 26ـ قلمروی پژوهش: مکان و دورة زمان  اجرای این پژوهش را بنویسید. 27ـ نتيجه گيري:  طرح نتايج مهم و پيامدهای آنها؛ بيان استثناء ها و محدوديت‌ها؛ طرح افق‌های تحقيقاتی برای ادامه و توسعه تحقيق. 28ـ فهرست منابع: ارائه فهرست منابع به ترتيب الفباي فارسي. شرايط يك محقق يك محقق، در كار تحقيقي نياز به مسائل زير دارد تا هم در كارش موفق باشد و به نتيجه مطلوب برسد، و هم نتيجه كارش براي ديگران داراي ارزش و اعتبار باشد: 1. حوصله و صبر 2. تتبع و كاوش در منابع 3. دقت، هم در فهم هم در نقل 4. امانت در نقل‌ها و برداشت‌ها 5. علم و اطلاع، نه فكر و ذوق. ( يعني: ملاك، ذوقيات نيست) 6. آشنايي به موضوع مورد نظر و مورد تحقيق 7. گم نكردن سرخط اصلي، هنگام سند يابي و پژوهش 8. ارتباط « يافته » ها با مطلوب‌ها و « نياز » ها 9. برخورداري كار، از بررسي و استدلال و دقت، تا « تحقيق » شود و گرنه در مرحله تتبع خواهد بود. البته تتبع مقدمه تحقيق است. 10. برخورداري از زبان ساده و بيان رسا 11. دوري از تعصّب و غرض ورزي و انتقام‌جويي 12. پرهيز از پيش‌داوري و تحميل عقيده 13. برخورداري از شهامت و صراحت در بيانِ يافته‌ها. موارد ويرايشی · رعايت ملاحظات دستوری در جملات و سعی در نوشتن جملات کوتاه و گويا؛ · شماره گذاری عنوان بخش‌ها و زيربخش‌ها؛ · شماره گذاری روابط و فرمول‌ها؛ · ارائه شرح مفيد و گويا در بالای جداول و پائين شکل‌ها؛ · شماره گذاری جداول و شکل‌ها به طور جداگانه؛ · ارجاع دهی به هر جدول و يا هر شکل در متن از طريق شماره مربوطه؛ · رعايت دندانه‌گذاری مناسب به منظور تفکيک بهتر و خواناتر نمودن نوشتار؛ · پرهيز از شکسته‌شدن کلمات در دو خط متوالی (نظير "می" در آخر خط و "شود" در ابتدای خط بعدی)؛ · پرهيز از کپی‌کردن تصاوير ناخوانای مراجع و منابع، سعی در بازطراحی آنها با ذکر دقيق مأخذ در ذيل آنها. رديف نام نشانه علامت نقش و كاركرد اصلي مثال 1 ويرگول يا درنگ نما ، نشانه مکث کوتاه است و تابع لحن کلام. امام، اسلام را زنده کرد. 2 نقطه ويرگول يا جدايي نما ؛ نشانه مکث طولانی است و حدفاصل  ویرگول و نقطه الهی،در جلال رحمانی؛  در کمال سبحانی 3 نقطه یا ایست‌نما . نشانه مکث کامل است ودر پایان جمله‌های خبری و امری می‌آید. امروز به مسافرت می‌رویم. 4 دو نقطه یا هشدار نما: : نشانه توضیحات پس از آن است. تنها ره سعادت: ایمان، جهاد، شهادت 5 نشانه عاطفی یا هیجان‌نما: ! نشانه بیان حالت‌های احساسی و عاطفی مؤکد عجب همتی! 6 نشانه پرسش یا پرسش‌نما ؟ نشانه حالت سوال و پرسش که در پایان جمله می‌آید. چرا وظیفه‌ات را انجام ندادی؟ 7 نشانه حذف یا افتادگی نما ... نشانه حذف کلمه، عبارت یا جمله یا بخشی از متن فقر و بیکاری و... از عوامل فساد جامعه است. 8 گیومه یا برجسته‌نما «  » نشانه مشخص کردن عبارت و متنی نظیر نقل و قول   او پرسید«آیا کتابخانه ملی را دیده‌اید».   9 پرانتز یا دو کمان (‌ ) نشانه جدا کردن توضیح‌های نسبتاً اضافی است ای شهید(ای-ش-هید)،شهادتت مبارک. 10 قلاب یا کروشه [] نشانه اضافه کردن مطلبی یا توضیحی در ضمن نوشته یا سخن شخص دیگری است شما[خانواده شهدا] چشم و چراغ این ملتید 11 خط فاصله ـ نشانه جداسازی جمله یا عبارت معترضه از متن اصلی است حضرت محمد- صلی الله و علیه وآله و سلم- خوشخوی و خوشروی بود. 12 ممیز / نشانه اعشار در ریاضی و «یا» نوشته‌هاست 45/12 –حروف ایرانیک/ایتالیک 13 پیکان نشانه ارجاع است       به کتاب...     شیوة علمی نوشتن پانویس و فهرست منابع برای نوشتن پانویس به ترتیب زیر عمل می کنیم: نام، نام خانوادگی مولف، نام کتاب، مترجم، ناشر، محل نشر،سال، صفحه یا صفحات مورد  استفاده مثال: گری نیومن، کلیدهای بازسازی زندگی پس از طلاق، ترجمة فرناز فرود، صابرین، تهران،1385ص63 اگر بخواهیم درون متن آدرس بدهیم به آن میان نویسی، میان نوشت یا ارجاع درون متنی می‌گویند. مثال: (گری نیومن1385،ص63) یا (Neuman,Gary 1998:63) اگر بدون  فاصله از همان منبع استفاده شود، می‌نویسیم ‍ همان یا پیشین.ص67 اگر ابتدا از یک منبع و بعد از منبع دیگری استفاده کنیم بدین شیوه آدرس می‌دهیم: گری نیومن، پیشین، ص70 اگر سازمانی اثری را چاپ کرده باشد، سازمان را به منزلة مؤلف در نظر می‌گیریم. مثال: سازمان آموزش و پرورش، فرهنگ ایران، جلد1، تهران1381صص470-474 چنانچه اطلاعات مورد نیاز موجود نباشد از« بی» استفاده می‌کنیم. بی نا+بدون نام، بی جا+ بدون محل نشر، بی تا + بدون تاریخ گزارش مقاله یا سمینار عزت الله نگهبان، گزارش مقدماتی حفریات « چراغعلی تپه» هیئت حفاری رودبار 41-1340، وزارت فرهنگ، اداره کل باستا نشناسی، تهران،ص12 اگر گزارش یا سمینار چاپ نشده باشد، در انتها می نویسیم(گزارش چاپ نشده) مقالة روزنامه  :‌ سید مهدی روشنگر ،« اسلام در زندگی اجتماعی مسلمانان شوروی» روزنامه جمهوری اسلامی، شماره 2184(1365/9/19) مقالة مجله: حسنعلی غیور،«پیش بینی سیلاب در مناطق مختلف» فصلنامه تحقیقات جغرافیایی، شماره 25(تابستان1371):ص87 پایان نامه یا رسالة دکتری سلیمان میرزایی راجعونی، «بررسی کفتمانهای اسلامی در فرآیند انقلاب اسلامی(68-1358) »پایان نامه کارشناسی ارشد جامعه شناسی انقلاب اسلامی  به راهنمایی دکتر علی محمد حاضری و دکتر حمید انصاری، پژوهشکده امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی، تهران،1381ص40 مصاحبه :گفتگو با محمدرضا صبح خیز، رئیس ادارة بیابان زدایی استان سیستان و بلوچستان، سه شنبه 5بهمن 1387. برنامة رادیویی : صدای جمهوری اسلامی ایران،« راه شب» (22بهمن1386)، ساعت 10شب برنامة تلویزیونی: حسین شکویی، سیمای جمهوری اسلامی «طلوع ماه» شبکه یک سیما 7/11/1384 اینترنت: در اکثر سایت ها، زیر همان صفحه‌ای که مقالة علمی آمده است، آدرس  اینترنتی وجود دارد. مثال: htt://64.233.167.104/search?- cache:86MdTKZoLtAJ…………2009/05/20 جزوه‌های درسی: نام خانوادگی و نام نویسنده، عنوان جزوه، وضعیت انتشار، نام دانشکده یا دانشگاه مربوط، محل آن؛ تاریخ انتشار؛ شماره صفحه. مثال: ازكيا، مصطفي، روشهاي تحقيق در علوم اجتماعي، پلي كپي، دانشكدة علوم اجتماعي، تهران، 1387،ص17 تفاوت نوشتن پانویس با فهرست منابع در پانویس ابتدا نام و نام خانوادگی می‌آید ولی در  فهرست منابع اول نام خانوادگی بعد نام می‌آید. در پانویس شماره صفحات ذکر می‌شود ، در فهرست منابع نیازی به ذکر صفحه نیست. نکات ويژه · سعی جدی در ثبات رويه‌های اتخاذ شده در نوشتار مقاله (مانند اندازه حروف، ضخامت خطوط در جداول و شکل‌ها، نوع خطوط لاتين در کلمات لاتين, فاصله شماره‌ها با متن يا روابط)؛ · الگوبرداری از ساختار آخرين مقالات منتشر شده در نشريه يا ژورنال هدف (نشريه‌ای که قصد داريد مقاله خودرا برای انتشار ارسال داريد)؛ · ارائه مقاله کامل شده به اشخاص مطّلع و مرتبط با موضوع مقاله و دريافت نظرات آنان؛ · واگذاری تهيه مقالات مروری به محققان با تجربه و نويسندگانی که در زمينه مورد بررسی صاحب نظر بوده و لااقل چند مقاله در اين رابطه منتشر نموده‌اند؛ · اطمينان از دسترسی به مقالات مرجع مربوط به موضوع مقاله به ويژه مقالات جديد؛ · رعايت امانت، صداقت و اخلاق از اصول مهم هر فعاليت علمی و تحقيقی است. مراعات نمودن اين اصول از ضرورت بسيار بالائی برخوردار است.